به نام خدا

 بتاریخ: پنجم تیرماه نود و پنج

نوزدهم رمضان المبارک 1437

جناب آقای دکتر زاهدی

ریاست محترم کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی

با سلام و تحیات الهی

با صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ با احترام به استحضار می‏رساند خبری مبنی بر واگذاری برخی از رشته‏های علوم انسانی از جمله روانشناسی بالینی و سلامت به وزارت محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، حقیقتاً جامعه­ی علمی و متخصصان حوزه تخصصی روانشناسی در جامعه دانشگاهیان سطح کشور را نگران ساخته است. بنابراین بر آن شدم نکاتی را هر چند برحسب فوریت و ضرورت به منظور توقف این مهم از سوی مسئولین اجرایی کشور در خصوص این تصمیم عجولانه، محضر جنابعالی در کمال خضوع و احترام عرض کنم:

اولاً: این اقدام وزیر محترم بهداشت، از برداشت ناصواب دستورالعمل ابلاغی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مبنی بر تجمیع سازماندهی و ساماندهی امور مربوط به سلامت در این وزارت، نشأت گرفته است. در صورتی که دستور مقام عظمای ولایت و رهبری، به هیچ عنوان با این مسأله که کار در جای دیگر انجام شود، منافاتی ندارد و تأکید ایشان فقط بر ساماندهی و سازماندهی آن است که بر عهده وزارت بهداشت نهاده شده است.

ثانیاً: کلیه رشته­های روانشناسی به مثابه اعضای یک پیکر هستند که تکه تکه کردن این نونهال نوپای، که در حال اوج­گیری به سمت و سوی ایرانی – اسلامی شدن را دارد، آن هم در دامن پرمحبت وزارت علوم، تحقیقات و فن­­آوری در حوزه علوم انسانی و همچنین بومی شدن آن، نهایت بیرحمی و قساوت است. هر چند اگر چنین شود این خود با فرامین حضرت آقا در راستای بومی­سازی رشته­های علوم انسانی در تضاد است.

ثالثاً: اینکه بخشی از روانشناسی در وزارت علوم و بخش دیگر آن در وزارت بهداشت رشد یابد، این خود دال بر این موضوع است که طراح این جداسازی فهم درستی از رشته­های روانشناسی و گرایش­های متعدد آن نداشته است مگر امکان دارد که کسی روانشناسی رشد، روانشناسی یادگیری، روانشناسی تربیتی، روانشناسی شخصیت و روش‏های اصلاح و تغییر رفتار و شناخت را آموزش نبیند، اما در آینده یک روان‏شناس بالینی مجرب شود. این طرح، بسیار ساده انگارانه به این مهم توجه کرده است.

رابعاً: به لحاظ آماری هم که به این قضیه نگاه­ها معطوف شود، بسی هویداست که در حال حاضر به طور تقریبی 6 هزار دانشجوی روانشناسی در وزارت بهداشت مشغول به تحصیل هستند، در حالی که در وزارت علوم قریب به 200 هزار دانشجو در کلیه مقاطع تحصیلی، مشغول به فراگیری این علوم هستند. به عبارتی به لحاظ جامعه مخاطبین چیزی نزدیک به 34 برابر دانشجویان موجود در وزارت بهداشت، ما شاهد حضور دانشجویان این رشته در مجموعه دانشگاههای وزارت علوم هستیم. در باب امکانات، فضای آموزشی و تعداد اعضای محترم هئیت علمی نیز اگر از نسبت بیشتری، آن هم به سوی وزارت علوم برخوردار نباشیم، قطعاً کمتر از این نسبت هم نخواهد شد.

خامساً: در حالی وزارت بهداشت از تحویل گرفتن این رشته­های تخصصی علوم انسانی سخن به میان می­آورد که متاسفانه هیچگونه نقشه علمی مدرن و توجیه علمی خاصی نیز نسبت به این مقوله ندارد. ناگفته نماند وزارت علوم نیز در یک حالت منفعلانه نسبت به این قضیه قرار گرفته است و مسئولین امر در این وزارتخانه نمی داند چاره کار را از کجا جویند! اما پر واضح است که دغدغه‏مندان این حوزه در سطح دانشگاه‏های سراسر کشور، دست رد به این طرح خام و تصمیم عجولانه خواهند زد.

سادساً: در پایان لازم می‏دانم که با یک مقایسه تطبیقی بسیار مختصری از بیش از 54 کشور بالنده در زمینه روانشناسی ارائه دهم و فقط به این جمله اکتفا نمایم که در این کشورها کلیه امور آموزش و پرورش و پزشکی تحت عنوان یک وزارت آموزش (پرورش Education/) اداره می‏گردد و اموری مانند مکان تحصیل رشته­های روانشناسی و برنامه‏ریزان درسی آن در یکی از معاونت­های آن که معادل وزارت علوم کشور ماست، متمرکز شده است و تحت عنوان معاونت آموزش عالی اداره می‏شود. لذا به عنوان کلام پایانی، از آن مقام محترم عاجزانه استدعا دارم که در این زمینه و ایجاد آرامش خاطر و رفع نگرانی­های به حقّ جامعه دانشگاهی کشور، دستور مقتضی و لازم را مبذول فرمائید.

پیشاپیش از حسن توجه و دقت نظر خواهشمندانه جنابعالی، خدای سبحان را شاکر و سپاسگزارم و در این ماه پرفیض موفقیت روز افزون خدمتگزاران خدوم به نظام و انقلاب را از خدای منان مسئلت دارم والسّلام.

 

                              عباسعلی الهیاری                                                                                فریبرز درتاج

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران                                                 رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران